السيد محمد حسين الطهراني

27

الله شناسى (فارسى)

الشّيعة و ذُخْر المِلّة عالم بالله و بأمْر اللَّه : سَيّد حَيْدر آملى « 1 » مىگويد كيفيت احوال و سلوك مرحوم سيد حيدر آملى ( قدهّ )

--> ( 1 ) در مقدّمهء كتاب تفسير « المُحيطُ الاعظم و البحرُ الخِضمّ از أعلام : علّامه حجّت مرعشى نجفى در پشت نسخهء خطّيّه از تفسير « المحيط الاعظم » كه به خطّ مؤلّف سيّد حيدر آملى مىباشد و آن نسخه موجود و محفوظ است در مكتبهء عامّهء ايشان در بلدهء قم ؛ در توصيف نسخه و مؤلّف آن مطالب ذيل را نگاشته‌اند : كتاب « المحيط الاعظم » در تفسير قرآن كريم كه از علّامهء فقيه محدّث حكيم متألّه متكلّم عارف اديب السّيّد أبى محمّد ركنِ الدّين حيدرِ بنِ تاجِ الدّين علىّ پادشاه . . . ابْن حمزهء ابن عبيد الله أعْرجِ بن الحسين الاصغر ابن الإمام سيّد السّاجدين عليه السّلام مىباشد . وى در آمل متولّد شد و از آنجا در بلاد خراسان و گرگان و اصفهان گردش نمود و ساليانى در اصفهان باقى ماند و از علماء آن استفاده برد . سپس به آمل برگشت و به فخر الدّولة ابن شاه كيخسرو پيوست و از خواصّ او گرديد . و اين فخر الدّوله از اولاد پادشاه أردشير بن حسن بن تاج الدّولة است كه وى ممدوح ظَهير الدّين فارْيابى شاعر مشهور مىباشد . آنگاه سيّد حيدر داخل در سلسلهء عرفاء شد ، و به اصفهان مراجعت نمود و با شيخ عارف نصير الدّين طهرانى ( نزيل محلّهء دردشت مشهور به باب شيراز از محلّات اصفهان ) اجتماع كرد و با دست او « خرقه » پوشيد و از وى تلقّى « ذكر » نمود . سپس از آنجا به سوى عراق كوچ كرد و مشاهد ائمّه را زيارت نمود و در نجف اشرف سكنى گزيد . و از آنجا به حجّ رفت و پس از آن به نجف برگشت . علوم رسميّه و مقدّماتيّه را از پدرش و از علماء آمل فرا گرفت ، و عرفان را از شيخ عبد الرّحمن قدسى ، و فقه را از فخر المحقّقين ابن علّامه اخذ نمود ، و فخر المحقّقين او را به « زين العابدين ثانى » خطاب مىكرد . سيّد حيدر از او با اجازه روايت مىكند ، و صورت آن اجازه در اين كتاب مذكور است . و شيخ او را با اين جملات در آن اجازه تعبير نموده